تبليغاتX
فراموشت نخواهم کرد - سلام

فراموشت نخواهم کرد

جرم من عشق تو بود

به نام خدا

 

از اونجا كه از مقدمه چيني خوشم نمياد دوست دارم زود تر حرفاي تو ي دلمو بنويسم

نميدونم عزيزم شايد واقعا من مقصر بودم . شايد گناه كار من بودم كه دوست داشتم شايد جرم من عشق تو بود و شايد هاي ديگه اما اين شايد ها همه رفتني هستن و تنها چيزي كه موندني و جاودانه ست عشق تو براي منه اين عشق تو هست كه هميشه براي من ميمونه و اين دست خودم نيست .

نميدوني دارم چي ميكشم نميدوني دارم به خاطرت جونمو ميدم نميدوني ديگه دارم ميميرم تو كه از اينا خبر نداري تو فقط ظاهر منو ميبيني تو نميدوني تو دلم چه خبره تو نميدوني ... تو هيچي نميدوني .....

نميدونم گذشته ي از دست رفتمو بايد چه جوري جبران كنم اي كاش ميفهميدي كه بدون تو و عشقت نميتونم زندگي كنم .كاشكي ميفهميدي تو اتاق كوچيك قلبم چه خبره ..!! اما حيف كه نميدوني و نميخواي بدوني ........

اصلا من گناهكار يعني تو فكر ميكني دوست داشتن تو چقد تقاص داره از اين بيشتر كه روز و شببمو بخاطرت از دست دادم ؟ از اين بيشتر كه همه متنفر شدم حتي از خودم آره خودم داره حالم از خودم هم بهم ميخوره نميدونم چرا از دست همه خسته شدم از اين زندگي

مقصر منم مقصر زمانه و مقصر غروره تو هست كه مانع از اين ميشه كه بفهمي دوست داشتم چيه ديگه ازت نميخوام كه باهام باشي چون ميدونم كه اين يه آرزوي محاله برام شده يه رويا يه روياي فراموش نشدني اما مي خوام كه منو ببخشي مهربونم غصه نخور تو برنده شدي تو كه نه غروره تو برنده شد غروره تو بود كه منو زير پاش له كرد و اين تو بودي كه قلب منو شكستي صداي شكسته شدن قلب منو همه شنيدن تنها تو بودي كه نفهميدي .مگه شكستن دل يه آدم عاشق بي گناه چقد لذت داره .ميدونم كه ديگه براي تو عادي شده ديگه حتي التماس كردن من براي با تو بودن هم برات عادي شده . حق هم داري تو اينقد منو كوچيك و حقير ميبيني كه برات هيچ اهميتي نداره برات شبيه يه داستان اما بايد بگم كه تو ابن نقطه مثه من فكر ميكني آخه براي منم دوست داشتن تو يه داستانه اما فرق ما اينه كه اين داستان براي تو لذت بخشه و براي من سخته تحمل كردنش سخت . براي تو يه داستان زود گذره اما براي من يه داستان جاودانه ست خيلي سخته كه ببنمتو به خاطر نداشتنت حسرت بخورم . تو براي هميشه رفتي و من براي هميشه تنها شدم ....تو نميفهمي تنهايي يعني چي آخه تا حالا تنها نبودي و تنهايي رو گاهي حس نكردي ... بعضي وقتا بهت حسوديم ميشه .. بخدا خسته شدم بخدا ديگه نميتونم تا صبح براي عشقت گريه كنم ديگه احساس ميكنم مژه هام داره به هم ميچسبه ...

آخه بي معرفت تا كي ميخواي با من اين جوري كني ؟ چرا عذابم ميدي ؟ بابا لااقل بگو گناه من چيه ؟ بهم بگو منو براي هميشه راحت كن .نميدونم چرا امشب بي اختيار ياد حرفاي گذشته ت افتادم آره آخرين حرفي كه بهم زدي يادت مياد نبايد يادت رفته باشه آخه تو با من كاري كردي كه خودتم نميدوني ...به قران قسم من اون شب مي خواستم خودمو بكشم من رگ دستمو زدم اما هيچ كسي غير از بابا و مامانم نفهميدن به جان مامانم هنوز جاش رو دستمه بخاطر حرفي كه بهم زدي من از تو عشقو گدايي كردم اما تو ................. منو از خونه ي قلبت پرت كردي بيرون  . تو نميدوني انتظار چه قد بده .... انتظار .......... چه كلمه ي غريبي ...من دارم انتظار روزي كه هيچ وقت نميرسه رو دارم ميكشم .آره يه روز محاله ...روزي كه هيچ وقت خورشيد اون روز طلوع نميكنه ..بخدا قسم ميخوام فراموشت كنم اما نميتونم هر زمان كه ميبينمت علاقه اي نسبت بهت دارم چند برابر ميشه بخدا دست خودم نيست ...دارم دق ميكنم .......تو چرا نميفهمي من چي ميگم ؟ به كي بگم دردمو اخه ؟ مگه من چه كارت كرده بودم جز اينكه دوست داشتم ؟ تو چرا نميفهمي يكي داره از دوريت پرپر ميشه ؟

اين حرفايي بود كه دقيقا 4 سال كه ميخوام بهت بگم اما تو نميخواي حتي بشنوي ....

***************************************************** 

باشه اشكالي نداره . بذار همين جوري باشه اخرش مي خواد چي بشه ؟  نهايتش اينه كه تو به حرفت عمل ميكني و منو ميكشتي ديگه بيشتتر از اينه ؟ نه نيست پسس بذار بگم  .

اي كاش بعضي از ادما معني دوست داشتنو ميفهميدن اخه چرا بايد اينجوري باشه ؟ خدايا پس اون عاطفه و عشق و محبتي كه افريدي كجاست پس اونا دست كيه ؟ خدايا بذار داد بزنم بذار خودمو خالي كنم دارم دق ميكنم مگه اين بنده ي تو برات مهم نيست ميدونم كه گناهكارم ميدونم ............. اگه من گناهكارم تو بزرگي همه ميگن من از خيلي ها شنيدم كه ميگم تو بخشنده اي پس كو بخششت ؟ها؟ گذاشتي براي كي؟ ها ؟ بگووووووووووووووو چرا جواب نمميدي جوابي نداري نه ؟ معلومه كه نه ............ يه كاري بكن 

باشه من تسليم فقط كمكم كن كه فراموشش كنم همين.. كمك كن تا اين عشق جاودانه ي 4 ساله رو من فراموش كنم ميدونم كه از پسش بر نمميام اما ميدونم كه لاقل تو اين مورد كمكم ميكني .

.

.

بخدا من نميبخشمت من اين كارتو من حرفاتو فراموش نميكنم تو با من بد كردي تو نميدوني من چه كار كردي 4 سال تمام   فكر من تو بودي  اااااما ............ چي  شد ؟ 

مگه نگفتي منو ميكشي پس چرا به حرفت عمل نكردي ؟ ها ؟ چي شد ؟ نكنه ميترسي دستت به خون من الوده بشه بخدا من از خدامه . ارزوم اينه كه يكي منو راحت كنه چه بهتر كه تو باشي . اگه ميتوني بيا و اين كارو بكن بيا راحتم كن من خودمم ديگه خسته شدم نميتونم ادامه بدم ميفهمي ديگه سخته برام ديگه دارم زندگي رو تحمل ميكنم ..........

تو داري به اميد يه نفر زندگي ميكني به اميد اينده ي روشني كه جلوي پاته اما من چه ؟ من كه نه اينده اي دارم نه اميدي نه دوستي  و نه هيچ چيز ديگه كه بهش دل ببندم پس چرا بايد زندگي كنم ؟  تو اين چند سال هم به اميد  اين زندگي ميكردم كه فكر ميكردم پايان اين انتظار خوبه ولي حالا ............ انتظار من تموم شده .. با چند تا smsو چند تا مكالمه ي تلفني ...........

خدايا اگه صدامو ميشنوي يا راحتم كن و همه چيزو همين حالا تموم كن يا كمكم كن فراموشش كنم .. اگه اين كارو بكني ديگه هيچي ازت نميخوام كمك كن فراموشش كنم .

 

 

دیشب من بودم وشب بود و یاد تو،

 

دیشب فاصله میان من وپنجره

 

و شب را تنها یاد تو پرکرده بود...

 

 دیشب سجاده سپید نیازم رادر حرمش گسترده بودم

 

وتمام فرشتگان را به بزم عاشقانه ام دعوت کرده بودم...

 

 

 

اي كه زندگي ام را با نگاهت روشن كردي

 

و سر فصل زيباي زندگي را با كلمه عشق آغاز كردي

 

اي كه همچو ساحل آرامي هستي در درياي طوفاني دلم

 

و ناخدايي براي كشتي رها شده در طوفاني از امواج

 

حال چون هميشه سفره آسمانت را براي اين دل تنگ بگشا

 

 

كه مرا به تو نياز است

 

راستی بچه ها اینم وب خودمه

 

www.salam1370.blogfa.com

 

+نوشته شده در 87/01/02ساعت8:4 قبل از ظهرتوسط نیلوفر | |