تبليغاتX
فراموشت نخواهم کرد

فراموشت نخواهم کرد

جرم من عشق تو بود

سلام

این اخرین نامه ی من به توهست

میخوام تمام حرفای ناگفته رو اینجا بگم و همه چیز و واسه ی همیشه تموم کنم

باور کردنش سخته اما من تونستم با کمک یکی از بهترین ها تو رو یه جوارایی فراموش کنم شاید به خا طر این بود که اون منو خیلی دوست داره شاید که نه حتما دلیلش همینه

اون تنها ناجی من تو زندگیمه کسی که نیلوفر مرداب رو نجات داد کسی که از من یکی دیگه ساخت مهم نیست چه جوری مهم اینه که بهم کمک کرد یه عشق 4 ساله رو من فراموش کنم . عشقی که یک روز تمام هستی و بود و نبود من بود عشقی که من بارها بخاطرش ضربه خوردم حالا میفهمم که دنیا اینقد ها کوچیک نیست حالا میفهمم که عشق یه واژه فراموش شده هست . حالا میفهمم که تا شقایق هست زندگی باید کرد . دیگه نمیگم دلم واست تنگ شده . چون دل من حالا دیگه پیش تو نیست پیش اون کسی هست که باید باشه کسی که اگه چند ساعت باهاش حرف نزنم داغون میشم . کسی که الان نیمی از وجود من به اون وابسته هست .

یه روز تمام هستی من تو بودی اما خودت نخواستی بذار راحت تر بگم لیاقتشو نداشتی . من اون زمان نیلوفر مرداب نبودم من اون زمان پاک ترین نیلوفر بودم اما نذاشتی همینجور بمونم . من 4 سال یاد گرفتم که نیلوفر گل مردابه من 4 سال یاد گرفتم فقط نباید تنها باشم یاد گرفتم فرقی نمیکنه که با کی باشم مهم اینه که خیلی به تو فکر نکنم یاد گرفتم که شاید جای خالیه تو رو یکی بتونه برام پر کنه اما جای تو رو هیچکسی نتونست پر کنه من یاد گرفتم که باید به فکر انتقام بود. یاد گرفتم که باید یه نفر تقاص پس بده .

خلاصه که 4 سال از زندگیم به پای یه آدم که اصلا ارزششو نداشت گذاشتم . فکر میکردم اخرش پشیمون میشه و بر میگرده . اما اشتباه میکردم شاید به پاکیه قبل نباشم اما سعی میکنم که باشم .

من ادم سنگ دلی نیستم ولی تنها ارزوم اینه کاری که باهام کردی یکی باهات بکنه تا بفهمی که چی کشیدم تا معنای 4 سال تنها رو بهتر بفهمی .

خدانگهدار برای همیشه

نیلوفر

+نوشته شده در 87/02/28ساعت8:59 بعد از ظهرتوسط نیلوفر | |